خرید بک لینک
نیستی ک ...

ک من دارم از دس میرم !

برچسب: نیستی, نویسنده: نگار موسوی‌پور تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 10:40

ای ماه دلم ....

بیا پیش دلم ...

درمونه دلم دیداره توئه.....

برچسب: بيا, نویسنده: نگار موسوی‌پور تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 10:40

سلام ....

دلم تنگه واست ...

جوری ک ...

برچسب: دلم, نویسنده: نگار موسوی‌پور تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 10:40

سلام ...

قافله ی عمر عجب میگذرد ...

در یاب ک .......

برچسب: عمر, نویسنده: نگار موسوی‌پور تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 10:40

حتی همین حالا کمی دیر است،برگرد حال و هوای خانه دلگیر است،برگرد مهتاب با شب قهر کرده، چند وقتیست، نظم جهان در حال تغییر است،برگرد حتی پس از تو آسمان آرزویم بیروح و بیرنگ و زمینگیر است،برگرد آبادی و شادابیام بی تو دروغ است بی تو تمام باغها پیر است،برگرد نوشته شده در یکشنبه ۱۳۹۶/۰۵/۰۸ساعت 1:13 توسط شادی|

برچسب: چقدر,دور,است,برگشتنت, نویسنده: نگار موسوی‌پور تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 10:40

سلام .... پلک فرو بستی و دوباره شمردی فرصت پنهان شدن نبود تو بردی من که به پیروزی تو غبطه نخوردم چون که شکستم، چرا دریغ نخوردی؟ دست تو را با سکوت و بغض گرفتم دست مرا با غرور و خنده فشردی این همهی قصهی تو بود که یک عمر از همه دل بردی و دلی نسپردی خاطرهها رفتهاند! خاطرهی من پس تو چرا مثل خاطرات نمردی نوشته شده در دوشنبه ۱۳۹۶/۰۵/۰۹ساعت 1:43 توسط شادی|

برچسب: بردی, نویسنده: نگار موسوی‌پور تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 10:40

سلام .... این تیره روزگار در پرده غبار دلم را فرو گرفت تنها به خنده یا به شکر خندههای تو گرد و غبار از دل تنگم زدودنی ! این شعر خواندنی این شعر ماندنی این شور بودنی این لحظههای پرشور این لحظههای ناب این لحظههای با تو نشستن سرودنی نوشته شده در چهارشنبه ۱۳۹۶/۰۵/۱۱ساعت 1:21 توسط شادی|

برچسب: امدنت,مبارک,کابوس,تپلی, نویسنده: نگار موسوی‌پور تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 10:40

سلام ... تو خیابونای زندگی قدم میزنم ... میخندم گاه ب سوت های بی هوای زندگی ...بغض میکنم گاه ب اتفاقات اتفاقی زندگی .. . اما همین ک میگذرد شکر ! زنده بودن را زندگی میکنم شکر .. زنده بودنت را , بودنت را شکر . .. شکر ک همین چن مین پیش جشن کوچولویی گرفتیم برا آیدین واسه دیپلم زبانش !(همین دوره همی کوچیک و ساده ینی خوشبختی ما ) خاله جون گفتنای مکرر سهند و متوجه نبودن مکرر بنده ک سبب ی جیغ بنفش شد چون ی لحظه واقعا ترسیدم و اصلا متوجه حضورش نبودم !(این ینی زندگی جریان داره چ ایرادی داره گاه ی جیغ باعث هیجان زندگی میشه !) شکر ک میخندیم کنا

برچسب: آنچه,گذشت,همچنانم,گذر,است, نویسنده: نگار موسوی‌پور تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 10:40

صفحه بندی